تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

امروزه در جوامع اطلاعاتی یک شهروند به عنوان انسان عصر اطلاعات، نیازمند یکسری توانائیها می باشد که با کمک آنها بتواند یک کسب و کار را شروع کرده و ضمن هدایت درست آن، موجبات پیشرفت کسب و کار را نیز فراهم کند. این مهارت ها عبارتند از:

1- زبان انگلیسی

2- IT: توانايي كار با کامپیوتر + توانايي استفاده از اینترنت + آشنايي با روشها و قوانين تجارت الكترونيكي

3- مدیریت: توان سرپرستی و راهبری

4- بازاریابی: آشنايي با خرید، فروش، تبلیغات و e-marketing

5- مالی و اقتصادی: حسابداري، مفاهيم هزينه و درآمد، آشنايي با مسائل اقتصادي

با این تفاسیر هر فردی میتواند با نمره دادن به میزان آشناییش با هریک از مباحث فوق، توان خود را در کسب و کارهای عصر حاضر مورد سنجش قرار دهد. از یک دیدگاه نیز، این 5 فاکتور عنوان شده در اصل بیش از اینکه مهارت و توانایی به شمار بیایند، نیازهای ضروری انسان امروز به نظر می رسند.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:54 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

“چگونه کسب و کار کوچک راه اندازی کنیم ” این یقینا برای بسیاری از افراد سوالی مهم و قابل توجه است . در ادامه این مقاله با راهکارهای علمی برای انجام این فرایند آشنا خواهید شد .

 
راهنمای شروع یک کسب و کار کوچک: این راهنما به منظور آن تدوین شده است که بتواند با بیان تمامی نکات و در عین حال حفظ سادگی و قابل فهم بودن، به شما در راه ایجاد یک کسب و کار موفق کمک کند.

 

گام اول: ارزیابی اولیه

- آیا کارآفرینی برای شما ساخته شده است؟
بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته با برنامه ریزی می‌توان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید.

- آیا شخصیتی مستقل و خودجوش دارید؟
این را همیشه در نظر داشته باشید که در صورت شروع یک کسب و کار کوچک، این خود شما هستید و نه شخص دیگر که باید تصمیم بگیرید که چگونه پروژه‌ها، برنامه‌ها و زمان خود را مدیریت کنید.  

- تا چه حد با شخصیتهای متفاوت و افراد گوناگون می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟
صاحبان کسب و کار ناگزیرند که با افراد و اقشار مختلفی سرو کار داشته باشند. آیا شما می‌توانید با مشتریان، تامین‌کنندگان، کارکنان و… در جهت منافع کسب و کار خود ارتباط برقرار کنید.  

- تا چه حد قدرت تصمیم‌گیری دارید؟
صاحبان کسب و کار کوچک بایستی بطور متداوم، به سرعت و در شرایط بحرانی بتوانند مستقلا «تصمیم‌گیری کنند.

- آیا شما استقامت فیزیکی و احساسی لازم برای اداره یک کسب و کار را دارید؟
مالکیت یک کسب و کار علاوه بر چالش و هیجان، مستلزم فشارکاری زیاد، ساعتهای کاری زیادی می‌باشد. آیا شما می‌توانید ۱۲ ساعت در روز و هفت روز در هفته را کار کنید؟

- تا چه حد می‌توانید برنامه‌ریزی و سازماندهی کنید؟
تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از شکست‌ها در صورت برنامه‌ریزی صحیح، به وجود نمی‌آمد.

- آیا انگیزه لازم را برای تحمل مشقات را دارید؟ ‌
ممکن است شما در حین اداره یک کسب و کار احساس کنید که در برخی مواقع توانایی تحمل تمامی مشقات و زحمات را به تنهایی ندارید و فقط داشتن انگیزه قوی است که می‌تواند در این مواقع سختی، دلگرم و امیدوار سازد.

- این کسب و کار چگونه خانواده شما را متاثر می‌سازد؟
سالهای اولیه شروع یک کسب و کار می‌تواند سختی‌هایی را برای خانواده و زندگی شخصی شما ایجاد کند. در عین حال ممکن است خانواده شما تا به سوددهی رسیدن کسب و کار، دچار مشکلات و فشارهای مالی شوند. بنابراین حمایت و یا عدم حمایت خانواده نقش مهمی در شروع و ایجاد یک کسب و کار دارد.

line چگونه یک کسب و کار کوچک راه‏ اندازی کنیم ؟

 

این حقیقت دارد که دلایل زیادی برای عدم شروع یک کسب و کار کوچک و مستقل وجود دارد، اما برای افرادی که واجد شرایط فوق هستند، مزایای زیادی وجود دارد که قطعا از ریسکهای آن بیشتر است.
> اینکه شما خادم و مخدوم خود می‌شوید!
> زحمت و تلاش و ساعتهای کاری زیاد مستقیما «به نفع شماست و نه شخص دیگر!
> امکان کسب درآمد و رشد، محدودیت کمتری دارد.
> چالش و هیجان کار برای شما افزایش می‌یابد.
> اداره یک کسب و کار مستقل امکان فراگیری زیادی را برای شما فراهم می‌آورد.

 

line چگونه یک کسب و کار کوچک راه‏ اندازی کنیم ؟

 

گام دوم: برنامه ریزی کسب و کار

 

شروع یک کسب و کار نیاز به انگیزه، علاقه و استعداد دارد. همچنین نیاز به تحقیقات وسیع و برنامه‌ریزی صحیح دارد. اطلاعات زیر برای تهیه طرح کسب و کار (Business Plan) می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود:
- قبل از شروع به کار لیستی از تمامی دلایلی که می‌خواهید بخاطر آن‌ها وارد دنیای تجارت شوید، تهیه کنید. مثلاً:  

> شما می‌خواهید رئیس خود باشید.
> شما می‌خواهید استقلال مالی داشته باشید.
> شما می‌خواهید آزاد باشید.
> شما می‌خواهید آزادانه تمامی توانایی‌ها و دانسته‌های خود را به کار ببرید.

 

- سپس بایستی تعیین کنید که اصولا» چه کسب و کاری برای شما مناسب است. لذا این سؤالات را از خود بپرسید:  

> من دوست دارم با وقت خود چه کاری انجام دهم؟
> چه مهارتهای تکنیکی من تا به حال آموخته‌ام؟
> به نظر دیگران من در چه کارهایی مهارت دارم؟
> من چقدروقت آزاد برای اداره یک کسب و کار موفق دارم؟
> آیا من هیچ سرگرمی یا علاقه‌ای که قابل تبدیل شدن به کسب و کار شدن را داشته باشند، دارم؟

- پس از تعیین کسب و کار مناسب تحقیقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زیر به عمل آورید:

> آیا ایده من کاربردی است و آیا نیازی را برآورده خواهد کرد؟
> رقبی من چه کسانی خواهند بود؟
> مزیت رقابتی شرکت من نسبت به شرکتهای موجود چیست؟
> آیا من می‌توانم خدمت بهتری ارائه دهم؟ ‌
> آیا من می‌توانم برای کسب و کار جدید خود تقاضا ایجاد کنم؟

 

- آخرین مرحله قبل از تهیه طرح کسب و کار این است که چک لیست زیر را تهیه کنید و پاسخ دهید:

> من علاقه به شروع چه کسب و کاری دارم؟
> چه خدمتی یا کالایی قرار است ارائه دهم؟ در کجا قرار است این کار را انجام دهم؟
> چه مهارت و تجربه‌ای برای این کار دارم؟
> ساختار قانونی شرکت من چگونه خواهد بود؟ (سهامی عام، خاص و…)
> اسم کسب و کار چه چیزی باشد؟
> چه امکانات و تجهیزاتی نیاز خواهم داشت؟
> به چه تسهیلات و امکانات بیمه‌ای نیاز خواهم داشت؟

پاسخ شما به تمامی سؤالات بالا شما را در طراحی یک کسب و کار کامل جامع یاری می‌کند.

 

line چگونه یک کسب و کار کوچک راه‏ اندازی کنیم ؟

 

گام سوم: تامین منابع مالی

 

یکی از کلیدهای اساسی موفقیت و پیشرفت در شروع کار، جذب و تامین منابع مالی کافی برای راه‌اندازی یک کسب و کار کوچک است. اطلاعات زیر تکیه بر روشهای جمع‌آوری پول برای شرکتهای کوچک دارد. منابع زیادی برای جمع‌آوری سرمایه وجود دارد. باید توجه داشته باشیم که قبل از تصمیم‌گیری، تمامی منابع ممکن را جستجو کنیم:

- پس‌اندازهای شخصی
- دوستان و افراد خانواده
- بانک‌ها و مؤسسات اعتباری
- شرکتهای سرمایه گذاری مخاطره آمیز

و در آخر برای جمع‌بندی چک لیست زیر را ارائه می‌کنیم که البته برخی از بند‌ها بنابر نوع و ماهیت کسب و کار قابلیت تغییر و یا حذف دارند.

چک لیست کلی شروع یک کسب و کار کوچک:
- انتخاب کسب و کار بر اساس علاقه و توانایی‌ها
- انجام تحقیقات و بررسی‌های لازم در مورد ایده کیب و کار
- تهیه طرح کسب و کار و طرح بازاریابی
- انتخاب یک نام برای کسب و کار
- چک کردن حق استفاده از نام انتخاب شده و کسب اجازه برای استفاده از‌ آن نام
- ثبت کسب و کار با نام انتخاب شده
- تعیین مکان مطلوب برای شروع کسب وکار
- چک کردن و بررسی قوانین منطقه‌ای (منطقه انتخاب شده برای احداث کسب و کار)
- تعیین نوع ساختار قانونی شرکت و مستندسازی
- اخذ اجازه‌ها و لیسانس‌های مورد نیاز
- ثبت حقوق انحصاری (Copy right)
- در صورت کارآفرینی و یا خلق محصول جدید، ثبت Patent
- انجان تبلیغات و نشر اعلامیه‌های لازم مبنی بر شروع کسب وکار جدید
- تهیه خطوط تلفن کاری و سایر تجهیزات موردنیاز
- انجام کارهای مربوط به بیمه
- اخذ اطلاعات مربوط به مالیات شرکت
- بیمه‌کردن کارکنان و جمع‌آوری اطلاعات راجع بع قوانین کار
- تعیین سیستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات کارکنان (در صورت وجود)
- افتتاح یک حساب بانکی برای کسب و کار
- چاپ کارتهای تجاری برای شرکت و ایجاد آرم برای شرکت
- خرید تمامی لوازم تجهیزات موردنیاز
- ایجاد E-mail و Website برای شرکت
- انجام تبلیغات وسیع‌تر در نشریات و تلویزیون و…
- تماس با تمامی افراد ممکن اعم از خانواده و غیر هم، مبنی بر شروع کسب و کار جدید

توجه : اگر ایده نوینی برای کارآفرینی دارید و در نظر دارید کسب و کار خود را راه‏اندازی کنید ؛ نوین‏یار را پیگیری کنید ! به زودی مطالب و دوره های خارق‏العاده ای را ارائه خواهد کرد




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:49 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

یکی از بهترین گزینه های ممکن برای تنوع بخشیدن به سرمایه گذاری و همچنین ایجاد منبع درآمدی منظم و دائم، فعالیت در حوزه هایی است که می تواند سودی متوسط اما با خطرپذیری بسیار کم و تضمین شده را در اختیار شما قرار دهد. “منابع درآمدی بالقوه” یکی از مطرح ترین گزینه های موجود برای انجام این کار هستند.

اگر انسان صبور و دوراندیشی باشید، پس از گذشت چندین سال و افزایش پول سرمایه گذاری شده در این حوزه ، به جای آنکه سخت به کار بپردازید قادر به کاهش فشار کاری و انجام فعالیت های دیگر در زندگی خود خواهید بود. البته این روش، چندان مورد پسند سرمایه گذاران حرفه ای که به دنبال سودهای کلان در مدت زمانی مشخص هستند، نمی باشد.

تعریف درآمد بالقوه

درآمد بالقوه در واقع پولی است که بدون انجام فعالیت کاری سخت و طولانی مدت به دست می آید. میزان درآمد حاصل از این طریق در اکثر مواقع دائمی ودر مقایسه با حوزه های دیگر سرمایه گذاری کمتر است. بگذارید در اینجا به ذکر چند نمونه برای روشن تر شدن مفهوم درآمد بالقوه بپردازیم.

حق امتیاز انتشار کتاب، آلبوم موسیقی و یا فعالیت های هنری دیگر، سود سالیانه سهام و یا سود انواع حساب های سپرده گذاری بانک می توانند جز “منابع درآمدی بالقوه” محسوب شوند . به طور قطع مثال های ذکر شده نمونه های آشنایی برای شما بوده و مفهوم درآمد بالقوه را کاملا درک کرده اید.

کسب درآمد

کسب درآمد از این طریق کار چندان مشکلی نمی باشد. شما سرمایه اولیه خود را فراهم آورده و در یکی از حوزه های سرمایه گذاری که پیش از این به نمونه هایی از آن اشاره شد، اقدام به سرمایه گذاری می نمایید.

در واقع پس از انجام این کار قسمت دشوار ماجرا را انجام داده و دیگر چالش بزرگی را در این مسیر پیش رو نخواهید داشت، از این به بعد تنها باید جریان پول و سرمایه خود را کنترل نمایید. ممکن است مجبور باشید برای انجام این کار تحقیقات مختصری را انجام داده و یا در صورت تمایل حوزه های جدیدی را برای سرمایه گذاری بهتر در این بخش را مورد بررسی قرار دهید.

راه های کسب سرمایه اولیه درآمد بالقوه

یکی از بهترین گزینه هایی که می تواند برای تامین سرمایه اولیه درآمد بالقوه مورد استفاده قرار بگیرد، درآمدهای مکمل و یا جانبی است. منظور از این درآمدها میزان پولی است که اغلب از طریق کارهای نیمه وقت و ساعتی به دست می آید. از این رو زمانی که درآمد جانبی خود را به عنوان ابزاری برای کسب پول مورد استفاده قرار می دهید در واقع قدرت درآمدزایی و کسب سود بیشتر را برای خود افزایش می دهید.
البته باید توجه داشت که میزان سود حاصل از حوزه درآمدهای بالقوه با مقدار پولی که در این بخش سرمایه گذاری می نمایید، ارتباط مستقیم دارد. مسلما هرچه پول بیشتری را در مسیر درآمدهای بالقوه قرار دهید به همان میزان با افزایش سود مواجه خواهید شد.

اختصاص بودجه اضطراری

همانند بخش های دیگر سرمایه گذاری پیش از ورود به این حوزه نیز تامین و تهیه بودجه اضطراری از اهمیت بسیاری برخوردار است. درست است که فعالیت در حوزه درآمدهای بالقوه از خطرپذیری کمتری برخوردار است اما پیش بینی شرایطی که ممکن است در آینده بر فعالیت های مالی و اقتصادی حاکم گردد، کار بسیار دشواری است.

با توجه به دو عامل “کسب پول دائمی” و “خطرپذیری کم”، درآمد بالقوه یکی از بهترین سرمایه گذاری هایی است که می تواند برای تامین هزینه های زندگی در دوران بازنشستگی و یا تامین هزینه سرمایه گذاری های بلند مدت مورد استفاده قرار بگیرد.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:48 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

در حال حاضر سیستم سنتی شغل در حال تغییر است و ما در مرحله گذار از Job 1.0 به Job 2.0 هستیم . عصر Job 1.0 بسیار سادست .ما متولد می شویم، به مدت تقریبا ۱۰ سال تحصیل می کنیم و سپس در یک رشته به صورت تخصصی پای به دانشگاه می گذاریم  و تبدیل به یک برنامه نویس ٬ آرشیتکت ، عکاس ، معلم ، پزشک و … می شویم .

 

اولین دلیل شکل گیری Job 2.0 اینترنت هست و دلیل بعدی افزایش مهارت های ما در همه چیز .اگر چه تبدیل شدن به یک جراح مغز و یا یک پیانیست حرفه ای بسیار سخت می باشد اما در زندگی کارهایی هستند که نیاز به مطالعه و تلاش خیلی زیاد ندارند. مثلا ما می توانیم با صرف تقریبا ۳ هفته یاد بگیریم که چطور ویدئو ها را Edit می کنند و یا تصاویر ۳ بعدی بسازیم و حتی برنامه نویسی کنیم .ابزارهای ما با قدرت زیاد در حال افزایش هستند اما به همین صورت یادگیری این ابزارها هم آسان می شود ٬ کافیست در مدرسه ی گوگل یا یوتوب ثبت نام کنید .

 

در دوره Job 2.0 فرصت های شغلیی وجود دارد که ما را از یک کارمد ،فرد شاغل و یا شخصی که در حرفه ای مشغول کار هست بیشتر میکند .
یک نقشه کش کارهای بیشتری از یک نقشه کش عادی برای انجام دادن دارد . این شخص میتواند درمارکت های دیگر حضور داشته باشد و پیشنهادهای بیشتری را تجربه کند.یک آرشیتکت فقط ساختمان ها را طراحی نمی کند ، بلکه این افراد می توانند در طراحی شهرها ، اسباب منزل ، کتاب ها و گجت ها هم فعالیت کنند.

 

بیل گیتس در نقل قولی می گوید : هم‌اکنون در زمانی فوق‌العاده برای وارد شدن به دنیای تجارت هستیم ٬ زیرا تغییراتی که در ۱۰ سال گذشته در دنیای تجارت بوجود آمده بیشتر از کل تغییرات ۵۰ سال گذشته است .

 

تغییرات در دنیای تکنولوژی و ارتباطات در تمام کسب و کار ها تجلی یافته است ٬ از بازاریابی ٬ مدیریت یا دنیای پزشکی گرفته تا صنایع مختلف همه و همه تحت تاثیر این تغییرات هستند .درک کردن و استفاده کردن از این تغییرات در تکنولوژی برای هر صاحب کسب و کار ٬ کارمند ٬ کارگر و یا سرمایه گذاری لازم است در صورتی که آنها بخواهند تجارت خود را رشد دهند و مشتری و سود بیشتر جذب کنند .

 

 

دسترس پذیری
پیشرفت های اخیر در تکنولوژی های همراه به کارفرما ٬ کارمند و مشتری اجازه می دهد که با یکدیگر با استفاده از راه های جدیدتر و سریع تر ارتباط برقرار کنند .لپ‌تاپ‌ها ٬ تبلت‌ها و اسمارت فون ها باعث بوجود آمدن مرحله ای جدید در دنیای تجارت شده اند .چندی پیش گارتنر پیش بینی کرده بود که تا سال ۲۰۱۳ نیروی کار ۸۰% بیزینس ها از تبلت ها استفاده خواهند کرد ! و این یعنی کسانی که نتوانند خود را رفرم یا اصلاح کنند در کسب و کار فعلی یا آینده‌ی خود جایی نخواهند داشت .

 
به‌‌کارگیری تغییرات تکنولوژی در نوع تعامل و ارتباط شرکت‌ها با مشتریان باعث به روز نگه داشتن آنها با آخرین اخبار و اطلاعات شده است . گرفتن داده ها و اطلاعات از رفتار و نیاز مشتری٬ شرکت‌ها را در جهت رفع نیازهای آنها هدایت کرده است .در دنیا دانشی به نام Data Mining یا داده کاوی وجود دارد که می‌تواند به کسب و کارهای مختلف کمک کند .خیلی از کسب و کارها هم اکنون از ابزارهای سوشیال نتورکینگ مثل توییتر ٬ فیس بوک و … برای ارتباط سریع با مشتری‌ها و دریافتن چگونگی بهبود شرکت خود استفاده می کنند و جای تأسف دارد که این سرویس‌ها در ایران مسدود می باشند و فقط از یک بعد قضیه به آن نگاه شده است .
 
فواید
 
 سرعت یک عامل کلیدی در دنیای تجارت و دنیای تکنولوژی است .شرکت‌‌هایی که بطور دائم محصولات و تکنولوژی‌های خود را گسترش می‌دهند شانس رسیدن به خواسته‌های مشتریان خود را دارند .تغییرات در تمام اشکال تکنولوژی امروزه به کارکنان اجازه‌ی ارتباط سریع و آسان با یکدیگر و مشتریان می‌دهد .پیشرفت‌ها به خصوص در دنیای ارتباطات باعث بوجود آمدن فرصت‌هاش شغلی بیشتر شده است ٬ همچنان که خیلی از شرکت‌ها به کارکنانشان اجازه فعالیت سیار می‌دهند و یک کارمند حتما نباید برای کیفیت شغل خود در یک مکان مشخص باشد .این ویژگی باعث شده است که تجارت‌های کوچک بتوانند با تجارت‌های بزرگ رقابت کنند .
 
فصل جدیدی از تجارت
 
پیشرفت‌های تکنولوژی هم‌اکنون با تجارت و بازاریابی در یک فصل مشترک بزرگ هستند .بیشتر شرکت‌ها به شناخت کافی درباره ارزش داشتن یک وب سایت به‌روز و دیگر تعاملات آنلاین رسیده‌اند .تغییرات در تکنولوژی فرصت پر رنگ تر بودن را به اینترنت داده است٬‌ کسب و کار‌ها این فرصت را به دست خواهند آورد که با کارمندان خود ٬ رقبا و مشتریان تعامل مستقیم بیشتری داشته باشند.این تغییرات می‌تواند به دنیای تجارت در جهت شفاف شدن بیشترو پیش به‌سوی رشد و توسعه که برای کارکنان و هرکسی که نیاز به سرویس‌های ارائه دهنده‌ی آنان می‌باشد مفید است کمک کند .
ویسنده : مهرداد نایب | نقل از وبلاگ ویزویز



[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:47 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

دلیل موفقیت کسب و کارها در یک کشور

 

۱.‬ موقعیت استراتژیک: برخی کشورها به دلیل دسترسی به مسیرهای استراتژیک از نوعی مزیت رقابتی برخوردار هستند. مثلا کشور ما از این نظر و به دلیل دسترسی به دریای خزز و خلیج فارس و قرار گرفتن در مسیر ترانزیت کالا از موقعیت خوبی برخوردار است. این ویژگی خدادادی است.

 

۲. سطح بالای تحصیلات و مهارت: دقت کنید که مردم یک کشور باید هم دانش‌ بالایی داشته باشند و هم مهارت‌های کاری. در کشور ما از نظر مهارت مشکلات فراوانی وجود دارد. از نظر دانش بر مبنای تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نسبتا وضع خوبی داریم اما از منظر مهارت خیلی اوضاعمان خوب نیست. دانشگاه‌های ما روشنفکر تربیت می‌کنند اما مهارت که لازمه کار است در دانشگاه آموخته نمی‌شود و باید با تجربه و در کار آن را فراگرفت. خلاصه این که انگیزه افراد برای کسب دانش و مهارت از عواملی است که هر چقدر بالا باشد یک کشور فضای مناسب‌تری برای کسب و کار خواهد داشت.

۳. خوشه‌های صنعتی: آدم‌ها باید مزیت رقابتی داشته باشند. شرکت‌ها هم همین طور. این موضوع برای کشورها هم مصداق دارد. کشورهای دنیا هر کدام در حوزه‌هایی سرآمد هستند. این مهم است که بدانیم کشور ما در چه حوزه‌ای سرآمد است. مثلا سوئیس در بانکداری. ژاپن در صنایع دیجیتال. آمریکا در صنعت سرگرمی. استرالیا در پرورش گوسفند. بنابراین باید دید که ما در چه حوزه‌ای متخصص هستیم: در صنعت؟ مالی؟ نرم‌افزاری؟ آیا ما جایی مانند سیلیکون ولی داریم یا پارک فناوری تخصصی داریم؟

۴. نوآوری: ببینید ما در زمینه ثبت اختراع چه وضعیتی داریم؟ در زندگی روزمره چقدر نوآوری داریم؟ خلاقیت یک شعار است یا بخشی از زندگی ما؟ برای کارآفرینی نیاز به خلاقیت و در مرحله بعد نیاز به نوآوری داریم. هر چقدر یک کشور از نظر نوآوری بالاتر باشد زمینه مساعد‌تری برای کارآفرینی در آن وجود دارد.

۵. استانداردها و زیرساخت‌ها: ان‌شاا… با راه‌اندازی وزارت زیربنایی کل یوم مشکل ما در این یکی زمینه حل می‌شود. تا آن روز بدانید و آگاه باشید که هر چقدر استانداردها در یک کشور بالاتر باشد زمینه برای کارآفرینی مساعدتر باشد.

امنیت، حمل و نقل،خطوط ریلی، هوایی، راه‌ها و حمل و نقل درون شهری ایمن، به وقت و مطمئن، خدمات بهداشتی و درمانی، ارتباطات گسترده و پیشرفته شبکه پستی. این‌ها اگر در یک کشور هر چقدر مطلوب‌تر باشد یعنی شرایط برای کارآفرینی مساعدتر است.

۶. محیط زیست: این هم از آن چیزهایی است که خدادادی است. نعمت‌هایی مانند جنگل‌ها، دریاچه‌ها، کوه‌ها و منابع طبیعی، انرژی. اما برخی هم خدادادی نیست. مانند انرژی‌های نو و یا بازیافت. البته سوخت‌های فسیلی هم که مربوط به دایناسورهای محترم است.

۷. شفافیت فضای کسب و کار: این یعنی قوانین مالیاتی چقدر شفاف است. ساختار حقوقی حاکم بر کسب و کار چقدر منعطف است؟ ایجاد ارزش افزوده چقدر مورد حمایت قانون است؟ SMEها چقدر فراگیر هستند. منظور من از SME هم شرکت‌های زیر ۲۵۰ نفر کارمند تمام وقت است. راه‌اندازی کسب و کار چقدر طول می‌کشد؟ ۲ هفته؟ ۲ ماه؟ یک سال؟ سرمایه‌های خارجی چقدر اجازه فعالیت دارند؟ مشوق‌های اقتصادی مانند معافیت‌های مالیاتی چقدر متداول است؟

۸. مالیات رقابتی: چیزهایی مانند عوارض شهرداری و مالیات چقدر منطقی است؟ اصولا عوارض و مالیات برای هیچ کس مطلوبیتی ندارد اما برخی جاها اصطلاحا مالیات و عوارض فشار کمتری به آدم می‌آورد. حس نمی‌کنی که پولت دور ریخته شده و به نظرت به کار مفیدی خرج شده. در هر حال روابط دوستانه شرکت‌ها و سازمان‌های مالیاتی شاخصی از مطلوبیت فضا برای کسب و کار است.

۹. استقلال سیاسی: بی‌طرفی نظام سیاسی و ثبات سیاسی از جمله عواملی است که در مطلوبیت فضای کسب و کار مفید است.

۱۰. ثبات ارز و قیمت‌ها: که صد البته در یکی یکه‌تازیم و سرافراز. واقعیت این است که هر چقدر تورم پائین‌تر باشد، ارز ثبات داشته باشد، نظام مالی سالم باشد و چشم‌انداز اقتصادی با ثبات‌تر باشد فضای کسب و کار مطلوب‌تر خواهد بود.

پ.ن. ۱ همه موارد که گفتم صرفا نظر من بود و مبنای علمی ندارد. هر چند که خیلی هم پرت و پلا نیست. این عوامل باعث جذابیت یک فضای کسب و کار در یک کشور می‌شود اما من معتقدم که برخی حتی در دوران جنگ جهانی هم کسب و کارهای موفقی داشتند. قبول کنیم که اگر همه چیز بر وفق مراد باشد آن وقت درست است که شرایط برای کارآفرینی مساعد خواهد بود اما فضا برای کارآفرینان جوانان مساعد نخواهد بود.

پ.ن. ۲ بانک جهانی هر ساله گزارش‌هایی منتشر می‌کند که فضای کسب و کار در کشورهای مختلف را با ده شاخص اندازه می‌گیرد. مرکز تحقیقات مجلس هم گزارشی را از سال پیش منتشر کرده که امیدوارم این کار هر ساله ادامه داشته باشد.

 

منبع : http://mediamanager.ir




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:05 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 1

سام والتون خرده فروش افسانه ای در سال 1962 وال مارت را بنیان نهاد. او از همان کودکی مهمان نواز بود و بعدها نیز همین «مهمان نوازی پشتکارانه» را در مورد مشتریان شرکت به همکاران یادآوری می کرد. والتون معتقد بود «راز موفقیت خرده فروشی آن است که آنچه مشتری می خواهد به او بدهی . شما وقتی به فروشگاهی وارد می شوید که بیش از آنچه انتظار دارید فراهم است به آن گرایش خواهید یافت و اگر به فروشگاهی بروید که راحت نیستید و به شما سخت می گذرد و یا فروشندگان آن متظاهر و پرمدعا هستند از آن متنفر خواهیدشد». والتون بهترین حالت دوستانه، یک لبخند خوشامدگویی، ارائه کمک و نیز احترام را اساس کار می دانست. او به همکاران خود می گفت «ما با یکدیگر کار می کنیم. این راز پایداری ماست. ما هزینه زندگی را برای همه افراد کاهش خواهیم داد. فرصتی فراهم خواهیم آورد که همه دنیا مزایای آن را ببینند و زندگی بهتری داشته باشند. ما به آنچه انجام می دهیم افتخار می کنیم». والتون اصول باورهای خود را درکتاب «ساخت آمریکا» (MADE IN AMERICA) عرضه کرد. در سال 1992 سام والتون در آخرین سال زندگی خود 10 قانون برای کسب وکار ارائه داد: 

 

1 – به کسب و کار خود تعهد داشته باشید؛
2 – منافع خود را با همکاران خود به شراکت بگذارید و با آنان مانند شریک رفتار کنید؛
3 – به شرکای خود انگیزه بدهید؛
4 – با شرکای خود ارتباط برقرار کنید؛
5 – هرچه را که به انجام بهتر کسب وکار کمک می کند ارج نهید و قدر بدانید؛
6 – موفقیتهای خود را جشن بگیرید؛
7 – به حرف همه در شرکت گوش دهید؛
8 – احترام مشتریان را نگه دارید؛
9 – کنترل هزینه ها بهتر از آن است که در دام رقابت با دیگران گرفتار شوید؛
10 – خلاف جهت آب شنا کنید. روشهای سنتی را کنار بگذارید و راه دیگر بروید.

 

منبع : تدبیر




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:02 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

بی انگیزگی کارکنان خود را متوقف کنید

 
 

چکیده: اغلب شرکتها اشتباه عمل می کنند. آنها به جای آنکه سعی کنند تا به کارکنان خود انگیزه بدهند، باید از بی انگیزه شدن کارکنان خود جلوگیری کنند.  تعداد زیادی از پرسنل وقتی یک کار جدید را آغاز می کنند، بسیار شیفته و علاقه‌مند آن هستند. اما طبق یافته های تحقیق ما، در 85 درصد شرکتها، انگیزه پرسنل در شش ماهه اول به سرعت کاهش می یابد و در سالهای بعد نیز روحیه آنها بدتر خواهد شد. این یافته ها بر اساس مطالعه ای شکل گرفته است که بر روی 2/1 میلیون نفر از کارکنان 52 شرکت برتر از میان 1000 شرکت مجله فورچون بین سالهای 2001 تا 2004 ، توسط موسسه تحقیقاتی سیروتا ( نیویورک) انجام شده است.  این مشکل به اصول و مبانی مدیریت مربوط می شود. یعنی هم به سیاستها و رویه هایی که شرکتها در مدیریت کردن نیروهایشان به کار می گیرند و هم به روابطی که مدیران به صورت فردی به وسیله گزارشهای مستقیم خود برقرار می کنند.  تحقیق ما نشان می دهد که چگونه رفتار و عملکرد مدیران به مشکل بی انگیزگی پرسنل اضافه می کند. همچنین تحقیق ما نشان خواهد داد که مدیران برای تغییر این وضع چه کاری می توانند انجام دهند.
 

 

 

سه هدف کلیدی افراد در کار
برای آنکه علاقه و شیفتگی را که کارکنان در ابتدای شروع کار خود دارند حفظ کنیم، مدیریت باید سه هدفی را که عده زیادی از کارکنان در کار خود در پی آن هستند، بفهمد و سپس آنها را برآورده کند. این اهداف عبارتند از:
_ برابری : در مسائلی مثل دستمزد، مزایا و امنیت شغلی با پرسنل به طور عادلانه و برابر رفتار شود.
_ موفقیت : احساس افتخار کردن از شغل و از کارفرما.
_ همراهی و رفاقت : داشتن روابط خوب و پربار با همکاران.
برای نگهداری یک نیروی کار علاقه‌مند، مدیریت باید تمام این اهداف را تأمین کند. در شرکتهایی که فقط یکی از این اهداف تامین می شود، کارکنان یک سوم علاقه‌مندی کارکنانی را دارند که شرکتهایشان تمام این اهداف را برآورده می سازند. این اهداف نمی‌توانند جایگزین یکدیگر شوند. شناختن و درک کردن صحیح پرسنل نمی تواند جایگزین دستمزد خوب شود، پول نمی تواند جایگزین حس افتخار و سربلندی از انجام یک کار شود و سربلندی به تنهایی هیچ تضمینی ایجاد نمی کند.

آنچه مدیران به تنهایی می توانند انجام دهند
تأمین این سه هدف، هم به سیاستهای یک سازمان بستگی دارد و هم به عملکرد روزمره مدیران که به صورت فردی انجام می‌گیرد. اگر یک شرکت مدیریت با استعدادی داشته باشد [سعی کند که خیلی خوب شرکت را مدیریت کند]، یک مدیر بد می‌تواند این مدیریت خوب را در قسمت زیر نظر خودش خراب کند. و برعکس؛ مدیران باهوش و همدل [با کارکنان] می‌توانند با ایجاد علاقه و تعهد در زیرمجموعه خودشان، بر مقدار زیادی بی مدیریتی یک شرکت غلبه کنند. در حالی که مدیران به صورت فردی نمی توانند همه تصمیمات رهبری(مدیران رده بالای سازمان) را کنترل کنند، با این حال می توانند یک نفوذ عمیق بر انگیزش کارکنان داشته باشند.
مهمترین مسئله در انگیزه دادن به پرسنل، ایجاد حس امنیت برای آنهاست، بدین معنی که آنها ترسی نداشته باشند از اینکه اگر عملکرد آنها عالی نباشد، شغل آنها در خطر خواهد بود. کارکنان باید حس کنند که اخراج کردن آنها آخرین راه چاره است و تنها راه برخورد با مشکلات نیست.
اما ایجاد حس امنیت فقط آغاز کار است. اگر هر یک از 8 مرحله زیر درست به کار برده شوند، می توانند نقش کلیدی را در تامین اهداف کارکنان شما برای کسب موفقیت، برابری و همراهی بازی کنند و آنها را قادر سازند تا شور و شوقی را که در زمان استخدام و شروع به کار داشتند، حفظ کنند.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:45 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

سرمایه‌گذار موفق کیست؟

 

سرمایه گذاری فعالیتی پیچیده محسوب می شود که عوامل مختلفی در موفقیت و یا شکست آن ایفای نقش می کنند. این مساله در زمان بحران و مشکلات اقتصادی بیش از پیش خود را نشان می دهد. اما یکی از عوامل مهم در موفقیت سرمایه گذاری، فرد سرمایه گذار بوده و وی باید از ویژگی های خاصی در این زمینه برخوردار باشد.

به اعتقاد کارشناسان، یک سرمایه گذار موفق باید از سه ویژگی مهم و اولیه برخوردار باشد؛ صبر، خوش بینی و آموزش سه عاملی هستند که عدم توجه به آنها در بسیاری موارد شکست فعالیت تجاری و سرمایه گذاری را در پی داشته است. در ادامه به بررسی این سه عامل کلیدی می پردازیم.

صبر

سرمایه گذار موفق یک سرمایه گذار صبور است. این امکان وجود دارد که در یک دوره زمانی کوتاه نوسان قیمت در بازارهای مختلف بسیار باشد اما یک فعالیت بلند مدت در اکثر مواقع با افزایش قیمت و در نتیجه سود سرمایه گذار همراه است. بحران های اقتصادی نیز از یک دوره زمانی برخوردار بوده و بدون شک هیچ چیزی برای همیشه ادامه پیدا نمی کند. رکود اقتصادی چند ماه ادامه داشته و یا در نهایت یک یا دو سال ادامه پیدا می کند اما دیدگاه بلند مدت و صبر سرمایه گذار می تواند شرایطی را ایجاد کند که میزان ضرر کاهش پیدا کرده و این دوران را به سلامت سپری کند.

یک سرمایه گذار خوب باید از صبر زیادی برخوردار باشد و فعالیت های خود را بر اساس شرایط تنظیم کند. به عنوان مثال فروش سهام در زمانی که بازارها از شرایط خوبی برخوردار نبوده و قیمت ها بسیار پایین آمده اند چیزی جز ضرر به همراه ندارد. انتظار و صبر برای رهایی از این وضعیت و بهبود شرایط در نهایت می تواند سود خوبی را برای سرمایه گذار به همراه داشته باشد.

خوش بینی

سرمایه گذار موفق یک سرمایه گذار خوش بین است. همواره باید این باور و امید که شرایط جهانی بهتر شده و رشد اقتصاد جهانی ادامه پیدا می کند در ذهن سرمایه گذار وجود داشته باشد. در غیر این صورت اگر جهان را در مسیر رکود، افت شاخص ها و افزایش مشکلات اقتصادی بداند خیلی زودتر از آن چیزی که انتظار می رود با شکست مواجه خواهد شد. اگر به این مساله که شرایط در حال بدتر شدن هستند ایمان دارید، تنها کار ممکن پنهان کردن پول و سرمایه در گاوصندوق خانه به جای سرمایه گذاری است.

ایمان داشته باشید که شرایط بهتر می شود، نسبت به آینده خوش بین باشید و اتخاذ تصمیم برای سرمایه گذاری را خودتان بر عهده بگیرید. اگرچه نمی توان آینده را دقیقا پیش بینی کرد اما این نکته مشخص است که اقتصاد از رکود، حباب های قیمت، بحران های اعتباری، بدهی های ملی، نوسان های قیمت نفت و ... خارج خواهد شد همانند آنچه که در گذشته نیز شاهد بوده ایم. بدون شک بعد از هر بحرانی روند رو به رشد اقتصاد ادامه پیدا می کند.

آموزش

سرمایه گذار موفق یک سرمایه گذار آموزش دیده و تحصیل کرده است. مسلما هیچ فردی به اندازه خود سرمایه گذار به ارزش پول و دارایی هایش آگاه نیست. بنابراین باید به مسئولیت هایی که در سرمایه گذاری بر عهده می گیرد، آشنا باشد. به عنوان مثال، چگونه می توان خطرات را به کمترین میزان رسانده و در مقابل چگونه درآمد و سود را افزایش داد. بدون دانش سرمایه گذاری تنها با حدس و گمان به فعالیت پرداخته و در این شرایط احتمال وقوع هر رخدادی وجود دارد.

اگر از آموزش لازم برخوردار نیستید بهتر این است که مسئولیت های لازم را به افراد متخصص بسپارید. اما این مساله می تواند هزینه های بسیاری را به همراه داشته و فرصت های زیادی را از میان ببرد. فرا گرفتن آموزه های سرمایه گذاری وظیفه غیر ممکنی نمی باشد، تنها باید گام اول را در این مسیر برداشته و به سوی موفقیت حرکت کرد.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:43 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کار آفرینی و اشتغال

 

کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه‌های خود تشریح کرده‌اند. ژوزف شوپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با داوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر کارآفرینی » لقب داده‌اند. از نظر وی «کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است » و نقش کارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد »
کارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است .
جامعه شناسان کارآفرینی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به بررسی رابطه متقابل بین کارآفرینان و سایر قسمتها و گروههای جامعه پرداخته‌اند .
دانشمندان مدیریت به تشریح مدیریت کارآفرینی و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه در سازمانها پرداخته‌اند .
سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی
به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در فوق ، سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی را می‌توان به پنج دوره تقسیم نمود :
دوره اول:قرون 15 و 16 میلادی: در این دوره به صاحبان پروژه‌های بزرگ که مسئولیت اجرایی این پروژه‌ها همانند ساخت کلیسا، قلعه ها، ‌تأسیسات نظامی و .... از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید. کارآفرین اطلاق می‌شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است .
دوره دوم: قرن 17 میلادی: این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به کارآفرینی اضافه شد کارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان ، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی می‌باشد .
دوره سوم: قرون 18و 19 میلادی: در این دوره کارآفرین فردی است که مخاطره می‌کند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می‌کند، بین کارآفرین و تأمین کننده سرمایه (سرمایه‌گذار) و مدیر کسب و کار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد .
دوره چهارم: دهه‌های میانی قرن بیستم میلادی: در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یک جزء اصلی به تعاریف کارآفرینی اضافه شده است .
دوره پنجم: دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاکنون ): در این دوره همزمان با موج ایجاد کسب و روند کارهای کوچک و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این سازوکار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویکرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به کارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف کارآفرینی و کارآفرینان توجه نموده‌اند

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

جایگاه کاری شما کجاست؟

 

همیشه عوامل بیرونی و محیطی زیادی وجود دارند که ما تحت تاثیر آنها قرار می‌گیرم. همین عوامل روی باورهای ما در تصمیم‌گیری‌ها تاثیر می‌گذارد. مثلا انتخاب رشته دانشگاهی تحت تاثیر عوامل مختلفی است از جمله باورهای خانوادگی، شرایط عمومی اجتماعی و مواردی از این دست همیشه تاثیر داره.

خیلی مواقع وقتی با اشخاص در مورد تعریف‌شون از موفقیت شغلی صحبت می‌کنم، به این اشاره می‌کنند که دوست دارند جایگاه بالای مدیریتی داشته باشند، یا صاحب کسب و کار خود بشوند. اگر فرض را بر این بگذاریم که عبارت “هر کسی را بهر کاری ساخته‌اند” درست باشه، که هست، در این شرایط تعریف ما از موفقیت شغلی به سبکی که توضیح دادم اشتباه خواهد بود. در واقع این نوع تصور از پیشرفت و ارتقای شغلی به دلیل وجود همان باورهای محیطی شکل می‌گیرد. کم نیستند افرادی که متخصص‌های فوق‌العاده‌ای بوده‌اند و یا توسط محیط کار و یا بر مبنای تصمیم خودشان، جایگاهشان از متخصص به مدیر ارتقاء یافته و این اتقاق نه تنها باعث پیشرفت آنها نشده، بلکه باعث سقوط شغلی‌شان هم شده.

 

 

باور درست در این زمینه همین هست که “هر کسی را بهر کاری ساخته‌اند”. واقعیت این است که براساس توانایی‌هایی که داریم، می‌توانیم کارهای متفاوتی را انجام بدهیم. ممکن است شخصی سال‌ها در جایگاه کارشناسی باقی بماند و موفق‌تر باشد تا در جایگاه مدیریتی. بودن در جایگاه یک مدیر توانایی‌های ویژه‌ای نیاز دارد که ممکن است در بعضی افراد وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی شخص با ماندن و تقویت توانایی‌های خود در جایگاه کارشناس می‌تواند پیشرفت قابل ملاحظه‌ای بدست بیاورد. بسیاری از مواقع به دلیل همین باوری که در جامعه وجود دارد، ما فرصت پیشرفت را از خودمان می‌گیریم. اگر بدانیم که توانایی‌ها و نقطه قوت‌های ما بیشتر در چه زمینه‌ای است، می‌توانیم جایگاه شغلی مناسب را برای خود انتخاب کنیم.

 

منبع: thecoach.ir

 

امیر مهرانی
مربی کسب و کار، شغل و شیوه‌های موفقیت



[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:32 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

قوانین نیروی کار و قوانین کار

work

منبع : مديرسرا



قوانین نیروی کار نیازمند توجهی بیشتری هستند زیرا رعایت آنها فشار بیشتری را بر سازمان ها وارد می کند. این امر بدان دلیل است که علیرغم توسعة قوانین، وظایف خاص مرتبط با کار هنوز هم یک مشکل مستمر در قبال خطراتی (بالقوه) هستند که ایمنی و سلامت کارکنان را تهدید می¬کنند. قوانینی که به این طریق تصویب شده اند به دنبال تضمین رعایت التزامات قانونی ضمیمه به آنها هستند. البته در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، با علم به اینکه هیچ گونه بازرسی نظارتی انجام نمی¬شود، چنین قوانینی نقض می¬شوند. این امر شاید به دلیل نبود یک نهاد مسئول است یعنی اینکه حتی در قبال منافع کوتاه مدت سازمان¬ها و کشورها نیز هیچ گونه نظارت و بازرسی وجود ندارد و در عین حال منابع کافی و مناسب نیز برای این کار در دسترس نیستند. حتی در نقاطی که بازرسی وجود دارد، انگیزه¬های کمی وجود دارد و مزایای مالی آن قدر پایین هستند که افراد ترجیح می¬دهند قانون را نقض کنند. لذا حتی در بهترین سازمان¬ها، هرگز به مشکلات ناشی از کار شیفتی پرداخته نمی¬شود.

برنامة استراحت و تنفس
بسیاری از قوانین قدیمی و منسوخ هستند. راه¬کارهای بین¬المللی در قبال کار شیفتی موجود هستند اما در بسیاری از محیط¬های کاری نمی¬توان آنها را به راحتی اجرا کرد. در مورد کار شیفتی، راه¬کارهای معدودی وجود دارند و برای زمان استراحت یا سیستم تنفس در کار، تنها یک استاندارد بین¬المللی وجود دارد. البته ممکن است این امر بدان دلیل باشد که تحمل کارگران در برابر کار شیفتی، عادات خواب، بیداری، و غیره، با هم متفاوت هستند – همان طور که عوامل محیطی مانند موقعیت اجتماعی و خانوادگی کارگران نیز با یکدیگر تفاوت دارند. حتی ممکن است تفاوت¬های فاحشی میان نژادها و فرهنگ¬های گوناگون وجود داشته باشند.
زمان تنفس در کار، برای این تعبیه شده که به کارگران زمان داده شود تا خستگی در کنند و بتوانند نیازهای شخصی خود (مانند رفتن به توالت) را رفع کنند. در این زمینه تحقیقات اندکی انجام شده است. اینکه زمان تنفس چگونه بر سلامت جسمی و روانی کارگران تاثیر می¬گذارد و این امر چگونه بر سطح بهره¬وری اثرگذار است، باید مورد بررسی¬های دقیق و نوین قرار بگیرند. فرض بر آن است که کاهش خستگی و استرس کاری از طریق یک برنامة کارآمد تنفس و استراحت قابل حصول است. مثلاً، ممکن است در پایان یک روز کاری یا یک شیفت که فرد خسته است، به زمان استرحت طولانی¬تری نیاز باشد. باسین و ثوم (1997) افزایش مقاومت الکتریکی پوست در زمان استراحت و تنفس کاری را اثبات کردند.
هنگام غروب – که به دلایل مشخصی زمانی نرمال برای انجام فعالیت¬های افراد به شمار می¬رود – رایج¬ترین زمان برای ارتباط با خانواده و دوستان است. بنابراین، اکثر کارگران شیفتی، برای ارتباط با دوستان و خانواده، غروب را بیش از هر زمان دیگری در طول روز ترجیح می¬دهند. افزایش ساعات کار در هنگام غروب یا شیفت شب، باعث می¬شود که کارگران ارتباطات اجتماعی خود را از دست بدهند و عصبی شده یا دچار استرس گردند. برنامه¬های شیفتی باید این عواملی و همچنین موضوعات مشخصی همچون پرهیز از شروع کار خیلی زود در شیفت صبح یا تغییر سریع از شیفت شب به شیفت بعد از ظهر روز بعد را در نظر بگیرند.
دیگر موضوعات (که ساده به نظر می¬رسند اما اهمیت بسیار زیادی دارند) عبارتند از:
• مسلماً برای رفع خستگی ذهنی به استراحت و تنفس نیاز است – به ویژه وقتی که کار نیازمند توجه ذهنی باشد؛
• اگرچه برنامه¬های استراحت و تنفس حجم بار جسمی را کاهش می¬دهند – و زمانی را برای رفع خستگی¬های گذشته فراهم می¬کنند – اما هنوز هم باید توجه خاصی به طول کار شیفتی یا کار در یک روز کامل مبذول داشت؛
• برای برخی کارها به ویژه کارهایی که نیازمند توجه ذهنی هستند، مفید است تا یک سیستم جامع استراحت در کار که دربرگیرندة یک برنامة تنفس است، در نظر گرفته شود؛
• برای وظایفی که یکنواخت هستند، استراحت¬های مکرر و پی در پی توصیه نمی¬شوند.

بنابراین، نتایج برنامه¬های کاری باید بارها ارزیابی شوند تا تضمین گردید که ترکیب کار/ استراحت منطبق با ماهیت متغیر کار و محیط کار است – این امر به ویژه زمانی اهمیت دارد که حجم کار سنگین و خستگی آن زیاد است. سیستم استراحت در کار باید در مرحلة برنامه¬ریزی شغلی مد نظر قرار بگیرد. طبیعتاً، ساعات متمادی و طولانی کار می¬توانند امکان بروز اشتباه یا حوادث را بالا ببرند. به نفع سازمان و نیروی کار است که این اشتباهات و حوادث را به حداقل برسانند.
به دلایل اجتماعی، هر الگوی کار شیفتی باید در برگیرندة تعطیلات پایان هفته با حداقل دو روز متوالی تعطیل باشد. حتی شواهد حکایت از آن دارند که در کار شیفتی ساعات غیر از روز، بازگشت به کار پس از تعطیلات پایان کار ساده¬تر است هر چند که ممکن است که از سرگیری کار در ساعات غیر روز تا حدی تحت تاثیر قرار بگیرد. تعداد روزهای متوالی کار باید محدود شود هر چند که در بسیاری موارد، انجام این کار بسیار دشوار است.

تحمل (طاقت)
تحمل یک کارگر در برابر الگوی یک شیفت خاص، بر ماهیت واکنش¬های او تاثیرگذار است. آکرشدت و تروسوال (1981) اظهار می¬دارند که سطح تحمل تحت تاثیر عواملی همچون محیط کار، ماهیت الگوی خواب و زندگی اجتماعی و خانوادگی فرد است. فقدان تحمل (یا تحمل بیش از حد) می¬تواند به کسالت مزمن، خستگی شدید، از دست دادن هارمونی در ریتم فعالیت¬های شبانه¬روزی، مشکلات عصبی و مشکلات هضم غذا بینجامد. اگرچه ممکن است گارگران مختلف دارای سطوح متفاوتی از تحمل باشند، اما نباید این را معیاری متمایزکننده برای گزینش و انتخاب کارگران بدانیم. می¬توان به کمک روش¬هایی ساده همچون زمان¬بندی صرف غذا یا مراقبت¬های منظم پزشکی، سطح تحمل افراد را بالا برد (یا اثرات مضر کار شیفتی را به حداقل رساند) و یک الگوی منظم را برای خوابیدن و بیدار شدن اجرا کرد. ارایة امکانات برای مراقبت¬های پزشکی و خدمات بهداشتی می¬توانند نقش مهمی در افزایش تحمل افراد داشته باشند.

چرت زدن و هوشیاری
چرت های برنامه ریزی شده در زمان تنفس – حداقل 30 دقیقه – می¬تواند سطح هوشیاری در طول شیفت شب را افزایش دهد. البته، ایجاد زمان¬بندی مناسب و طول چرت زدن در زمان تنفس، کار دشواری است. مثلاً تعیین زمان بیدار شدن دشوار و سریعاً از سر گرفتن کار بعد از بیدار شدن عملاً غیرممکن است. یک راه دیگر – از آنجا که استراحت¬های توام با چرت زدن به ندرت رخ می¬دهند – ترغیب الگوهای مناسب خوابیدن در منزل است – مثلاً از طریق برنامة مشاوره در قبال سطح هوشیاری افراد. اثبات شده که توازن میان خواب و بیداری تحت تاثیر تناسب اندام است.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:30 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

راهكارهاي ساده‌اي براي پولدارشدن

 

 

توصیه‌‌هاي تجاری اقتصاددانان
روز گذشته كسي از من پرسید:
من مشتاقم بدانم شما چه توصیه‌ مالی شخصی‌ای در رابطه‌ با کنترل، حذف و مدیریت بدهی و نحوه‌ سرمایه‌گذاری دارید؟


من یکی از شنوندگان دیو رامسی هستم، کسی که فکر می‌کنم برای کسانی که کاملا ناآگاهند و مردمی که کاملا در قرض فرورفته‌اند و انضباطی در زندگی‌شان ندارند، برنامه‌های بسیار خوبی تهیه می‌کند. او حتی توصیه‌های نجیبانه‌ای برای آن دسته از ماهایی دارد که منظمیم؛ اما مسائل را همیشه «از همه‌ زوایا» نمی‌بینیم. اما او اعتقادی به سرمایه‌گذاری بر طلا ندارد. او همچنین به بیمه‌ عمر باور دارد و من با مشاوران سرمایه‌گذاری‌ای مواجهم (من در یک خرده‌فروشی کار می‌کنم و تعداد زیادی مشتری که برای خرید می‌آیند، می‌بینم و بنابراین کمی آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم) که به استفاده از پول‌های اضافی برای «ریختن در امر مسکن» و پرداخت زود‌هنگام وام مسکن توصیه نمی‌کنند. به هر حال من مشتاقم بدانم شما در کجای این حرف‌ها قرار دارید. من بدهی‌ای جز وام خانه ندارم، هزینه‌ مدرسه پرداخت شده است(و به صورت نقدی) و پول همه‌ اتومبیل‌ها نیز داده‌ شده است. تا حالا طلایی نخریده‌ام، هنوز در مورد آن دودل هستم.
این‌ها چیزهایی است که فورا به ذهن من می‌رسد:
1 - شما باید بیش از چیزی که خرج می‌کنید، ذخیره کنید. من عدد سحرانگیزی ندارم؛ اما فکر می‌کنم دست‌کم باید بگویم هر آن‌چه در چند ماهه‌ گذشته ذخیره‌ کرده‌اید، بسیار اندک است. بنابراین بیشتر پس‌انداز کنید که این معنا را می‌دهد: از درآمدی که هر ماه دارید سهم کمتری را به خوردن، مصرف گاز(مثلا ماشینتان را کم‌تر برانید) و هر چیزی که پس از مصرف چیزی از آن برای شما باقی‌ نمی‌ماند، اختصاص دهید. در عوض بیشینه‌ درآمد ماهانه‌تان را پس‌انداز کنید که می‌تواند شامل پرداخت بدهی هم باشد. در باقی گزاره‌ها چگونگی اختصاص بهتر پس‌انداز در هر ماه را توضیح خواهم داد.


2 - اگر شما اکنون موجودی کارت اعتباری مبتنی بر حداقل نرخ دارید(یعنی موجودی شما در بند نیست.) من فکر می‌کنم که هدف کوتاه‌مدت شما باید این باشد که هر چه زودتر آن را قطع کنید. شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ کارت اعتباری دیر یا زود پتکشان را فرومی‌کوبند، حتی بر سر مشتریانی که خوب عمل کرده‌اند. برای مثال
.من هیچ وقت پرداختم را فراموش نکرده‌ام (جز سالی پیش که سفر بودم و سهل‌انگاری کردم) اما چند ماه پیش آن‌ها حداقل پراختی را بالا بردند. چیزی مشابه برای دوستم اتفاق افتاد. او بدهی مدرسه‌ حقوق را می‌پردازد و بنابراین به جهت مالی مرتب است. او وام دسته‌ای از دانشجویانش را به کارت‌های اعتباری انتقال داد؛ چون بهره‌ بهتری داشتند، اما آن‌ها اخیرا برنامه‌ بازپرداخت او را تغییر داده‌اند و این مساله او را اذیت کرد.
چرا کارت‌های اعتباری چنین می‌کنند
؟ مطمئن نیستم؛ اما فکر می‌کنم بخشی از آن به مقررات «کمک‌کننده» دولت برمی‌گردد که شما را مجبور می‌کند وام‌هایتان را زودتر پرداخت کنید. اما در عین حال من فکر می‌کنم این مساله می‌تواند به این دلیل باشد که شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ کارت اعتباری مجبورند مشتریان خوبشان را به پرداخت سریع وام فراخوانند پیش از آنکه به خاطر عدم پرداخت به موقع مشتریان بدشان نابود شوند. به هر حال زمان خوشی گذشته است. اگر شما درباره‌ موجودی‌ با تمدید مهلت پرداخت 15درصد نگرانید، ولی امید دارید که در اکتبر 2010 پیشنهاد جدیدی در صندوق‌ نامه‌ شما یافت شود، من پیشنهاد می‌کنم که امیدواری را کنار بگذارید و پرداخت را شروع کنید.
برای برانگیختن خودتان می‌توانید چنین فکر کنید: اگر شما یک موجودی با تمدید مهلت پرداخت 15 درصد دارید، این یک 15 درصدی است که شما برای هر دلاری که با زمین زدن اصولتان «سرمایه‌گذاری» می‌کنید، گارانتی شده است.
توجه: اگر شما واقعا در بدهی کارت‌های اعتباری فرو رفته‌اید، بعضی جاها ممکن است شما فکر کنید که بهتر است منصرف شوید و اعلام ورشکستگی کنید. من شخصا از چنین اقدامی بیزارم، چون نه تنها اعتبار مرا به فنا می‌دهد، بلکه به هر میزانی که این تصمیم، آگاهانه باشد، من آن را خلاف اخلاق می‌دانم، اما من این اشاره را کردم چون ممکن است بعضی از مردم واقعا به سختی در بدهی کارت‌های اعتباری فرو رفته باشند و شاید سعی کنند بدهی‌شان را بپردازند قبل از آن‌که ضربات تورم هر کاری را بیهوده کند.
3 - تا وقتی که وام مسکن، وام خودرو و بقیه‌ بدهی‌ها، نرخ بهره‌ ثابتی دارند، من هیچ کاری نمی‌کنم جز این‌ که حداقل پرداختی را داشته‌ باشم. (و اگر آن‌ها دارای نرخ بهره‌های متفاوتی هستند، من فکر می‌کنم که در اولین فرصت شما باید به بانک زنگ بزنید و بپرسید که باید چه کنید تا نرخ بهره‌ وام‌هایتان ثابت شود.) چیزی که مرا در برابر دیوانگی پولی برنانکه آرام می‌دارد این است که او در نهایت خانه‌ام را از من نمی‌گیرد. اکنون، احتمالا آب از سر من گذشته است، اما اگر هزینه‌های مطبوعات چاپی و وام مسکن ماهانه‌اندکی سر خم کند، ممکن است با میزان هزینه‌ای که من برای نوشتن می‌گیرم برابری کند.
4 - اگر شما هنوز دهه‌های کاری‌ای را در پیش رو دارید، من برنامه‌ای برای تهدیدی که می‌تواند تورم بالا برای شما ایجاد کند دارم. با انباشت سرمایه به صورت دارایی فیزیکی، یعنی مقداری کافی سکه‌ طلا و نقره که خانواده‌ شما را همیشه در هنگام خطر بالای جزر و مدها قرار می‌دهد.
برای مثال اگر قیمت دلار به 80 درصد الان نزول کند و قیمت‌ها در وال‌مارت 50 درصد بالا رود و قیمت گاز به 15 دلار بکشد، حقوق شما احتمالا نمی‌تواند سریعا با شما همراه شود. این جا است که انباشت شما از سکه‌ها به کارتان می‌آید و وقت آن است که آن‌ها را یکی یکی پایین بیندازید (بفروشید یا هر کاری دیگر) تا رسیدن به آن نقطه‌ای که شما استهلاک ناشی از دلار را تعدیل کرده‌اید. من خودم فروشگاه‌های محلی سکه را از مجموعه‌های «نقره‌ بنجل» خالی کرده‌ام. منظورم سکه‌های واقعی آمریکایی (بیست و پنج سنتی، ده سنتی و پنج سنتی) پیش از 1962 است که در آن واقعا نقره هست. به این طریق بقیه‌ آمریکایی‌ها می‌فهمند که چرا می‌توانند در گوگل سرچ کنند تا بدانند چقدر در اشتباهند که فرض می‌کنند روزی قیمت نقره ثابت می‌شود. من همچنین مقداری سکه‌ طلا دارم و حتی اگر به معاملات پایاپای برگردیم (توجه کنید که اگر شما از نقره استفاده کنید، معامله پایاپای نیست!) من با سکه‌های طرح قدیم آمریکایی که همگان آن را به رسمیت می‌شناسند، در تقابل با عقاب‌های آمریکایی یا هر چیزی، راحت‌ترم.
5 - در مورد تورم بالا، تنها دارایی دراز مدتی که باید نگرانش باشید دارایی‌های وابسته به دلار است. مشخص است که این دارایی‌ها شامل اوراق قرضه و البته سیاست‌های بیمه‌ عمر می‌شود.(به هر حال اگر شما برای همه‌ عمر در سود سهام با شرکتی مشترکید، همان‌طور که من و کارل در کتابی که به زودی منتشر می‌شود با هم شریکیم، هنوز کارهای زیادی هست که شما می‌توانید برای موقعیت خودتان بکنید. مثلا این که شما می‌توانید تمام موجودی نقدی اضافه‌تان را در این سیاست پمپاژ کنید سپس همه‌ آن را یک‌ جا قرض بگیرید و با آن سکه‌ طلا یا ملکی واقعی یا هر چیزی از این قبیل بخرید.) حال اگر قرار باشد که افت قیمتی فقط برای دلار اتفاق بیفتد، بازنشستگی شما هیچ مشکلی نخواهد داشت اگر شامل این ذخیره باشد، چون اشتراک قیمت‌ها سبب می‌شود که در هر افزایش قیمتی
،

همه‌ قیمت‌ها با هم بالا برود.
6 - بنابراین من فکر می‌کنم که پوشاندن فروریختن دلار واقعیتی ترسناک برای اقتصاد آمریکا خواهد شد. بنابراین به مجرد این‌ که شما نازبالشی از طلا و نقره ساختید، اگر در پی سرمایه‌گذاری بلندمدتی هستید که شما را از فروپاشی دلار محافظت کند، می‌توانید به چیزهایی مثل ETF بیاندیشید که شما را در بازارهای جهانی سهام معرفی می‌کند یا بازارهای آسیایی اگر گمانتان این است که آن‌ها آینده را در دست دارند.
7 - آخرین نکته اینکه شما باید سعی کنید بیش از یک محل درآمد برای خود ایجاد کنید. اگر و وقتی که اوضاع بد شد، شما نمی‌خواهید که کارتان را از دست دهید و نمی‌دانید که پرداخت چک بعدی را از کجا بیاورید. در حالت ایده‌آل شما دو یا سه سرمایه‌ در جریان با 10 درصد ثبات می‌خواهید، که این اطمینان را می‌دهد که اگر اوضاع بر شما بد شد می‌توانید از آن خیز بردارید. برای بعضی از مردم این بدان‌معناست که مسکن کوچکی برای اجاره دادن بیابند و یاد بگیرند که چه طور مستاجر پیدا کنند و چطور یک توالت را جابه‌جا کنند و چیزهای دیگر. در این صورت بعد از مرخص کردن اولین مستاجر با ذخیره‌کردن کافی سرمایه آن فرد می‌تواند هشت واحد دیگر را بخرد و بنابراین یک صاحب‌خانه‌ تمام وقت شود.
یا من دانشجوی سابقی را می‌شناسم که در کنار درسش سعی کرد که وارد گاراژهای فروش شود و چیزهایی را پیدا کند و آن‌ها را در سایت ebay دوباره بفروشد. اگر شما اندکی ذهنتان را زحمت بدهید و سعی کنید تا راه‌هایی را برای پول به‌دست آوردن امتحان کنید، می‌توانید چند روز تعطیل وقت بگذارید تا بسنجید که چقدر پول در هر ساعت می‌توانید کسب کنید. مشخصا من نمی‌توانم به هر کس پاسخی جادویی بدهم. راه کسب پول در اقتصاد بازار این است که نیاز مشتریان ناکامل را تحت نظر بگیرید و آن را کامل کنید. آن‌چه من می‌خواهم بگویم این است که شما باید جست و جو را همین الان شروع کنید و بنابراین چیزهایی را تجربه کنید، یا حداقل تا زمانی که هنوز شغل معمولتان را دارید، برخی حوزه‌ها را تحقیق کنید. وقتی کار به جای خطرناک برسد، شرکت‌های معمولی قفل می‌کنند. هیچ کسی در آن زمان چیزی کرایه نمی‌دهد و شما باید بتوانید لااقل برای چند ماه کارگشا باشید.

 

منبع :سايت روزنامه ي دنياي اقتصاد




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:22 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

آیا درآمدزایی از اینترنت امری واقعی است یا مجازی؟

 

اینطور كه گفته می‌ شود، حتی افرادی كه به صورت خیلی جدی روزنامه ‌ها و نشریات مختلف را دنبال می ‌كنند نیز برای استفاده از اینترنت زمان بیشتری می‌ گذارند.

یکی از زمینه هایی که اینترنت بر روی آن تاثیر بسزایی گذاشته است، اقتصاد و تجارت می باشد. دنیای اینترنت با ایجاد زمینه های درآمدزایی و پتانسیل های فراوان برای جذب مخاطب به یکی از قدرتمندترین قطبهای اقتصادی جهان تبدیل شده است تا حدی که مردان تجارت برای تبلیغات و درآمدزایی به آن روی آورده اند.

فروشگاه های اینترنتی، کلاس های آموزشی آنلاین، مارکتینگ و بازاریابی اینترنتی، و حتی تبلیغات در سایتهای شخصی نمونه هایی از درآمدزایی در اینترنت می باشد که این امکان را به وجود آورده است، هرکس در هر سن و مکان بتواند با اتصال به اینترنت منبعی برای درآمد داشته باشد.

البته شایان ذکر است که سیستم حمل و نقل و تسویه حساب اینترنتی نیاز به یک سیستم فرستنده و گیرنده مالی قوی دارد که قابل اعتماد باشد. سیستم گردش مالی که بتوان در کمتر از پنج دقیقه فروشگاه و یا سایت را به شبکه شتاب متصل کرد. تنها در این صورت است که شما می توانید درآمدزایی واقعی فروشگاه و یا سایت خود را درک کنید.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:21 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اگر شغل خود را دوست ندارید این 10 توصیه را بخوانید

 

علاقه به شغل یکی از عوامل پیشرفت فردی و اجتماعی است اگر فردی شغلش را دوست نداشته باشد قطعا بهره وری وی نیز کاهش می یابد. این امر باعث می شود تا فرد به جای تفکر درباره ارتقاء سطح کیفی مرتب به فکر فرار از کار باشد.



شاید بهترین راه حل این باشد که فرد به دنبال شغل جدیدی که به آن علاقه دارد بگردد اما یافتن شغل جدید کار چندان آسانی نیست . راه دیگر ایجاد شرایطی است که فرد به کاری که دارد علاقه مند شود.

مطلب زیر به ارائه راهکارهایی در این زمینه می پردازد:

1ـ به جای فکر کردن به راه های فرار، به این فکر کنید که واقعا دنبال چه هستید. وقتی سرگرم مرور و یادآوری آخرین خاطره تلخ خود از محیط کارتان هستید، یک لحظه صبر کنید و با خود بگویید «در واقع آنچه می خواهم...».



2ـ در ذهن تان تصویری ایجاد کنید که بیانگر موقعیت شغلی تان باشد. آیا مانند آدمی هستید در ساحل یک رودخانه، بدون هیچ راهی به سمت دیگر آن؟ یا گم شده در جنگل؟ و یا در یک پرچین پر از خار، گیر افتاده اید؟ وقتی تصویر مورد نظرتان شکل گرفت، به فکر تغییر موقعیت باشید. تصور کنید که پلی روی رودخانه می سازید یا مسیری در جنگل پیدا می کنید . فقط به خاطر داشته باشید که نباید تصویر را به زور ایجاد کنید. وقتی آمادگی لازم را پیدا کنید هم تصویر مناسب و هم تغییر به دست می آید.



3ـ به جای بیهوده وقت تلف کردن، به فکر بهبود مهارت هایتان باشید. سعی کنید در هر کلاسی که لازم است شرکت کرده و به ویژه بر کسب توانایی هایی که برای شغل فعلی با آینده تان مفید است متمرکز شوید.



4ـ به جای دستیابی به عملکردی ممتاز، به رضایت از خود بسنده کنید. از زمانی که برای ساختن زندگی جدید دارید، استفاده کنید. مردم اغلب می گویند: «من 10 ساعت در روز کار می کنم. دیگر وقتی برای کاری دیگر باقی نمی ماند». اگر تصمیم دارید دست از کارتان بکشید یا قرار است اخراج تان کنند، معنی اش این است که به دنبال شغل دیگری هستید. اما کمی صادق باشید، حداقل به اندازه حقوقی که می گیرید به شرکتی که در آن کار می کنید، مدیون هستید، تعجب نکنید. اگر این طور فکر کنید، هم بیش از گذشته در شغل خود پیشرفت می کنید، هم احساس رضایت خواهید کرد.



5ـ از چه می گریزید؟ بی صداقتی؟ حرص و آز مدیران شرکت؟ دروغ و دورویی؟ به این فکر کنید که آیا هیچ یک از این موارد، در زندگی یا افکار شما حضور و انعکاس نداشته است؟ اگر در اطراف شما، آدم خودشیرینی وجود دارد آیا بر رفتار شما هم تاثیر گذاشته است؟ پس از حل این مشکل درونی، در می یابید که محل کارتان تغییر کرده و در حقیقت زندگی تازه و رضایت بخشی را آغاز کرده اید.



6ـ هنگام ورود به محل کار، سپر و زره خود را بر تن کنید همه افراد باید به طرز ساخت یک سپر فیزیکی آشنایی داشته باشند. تصور کنید که پوسته ای خارجی، از ماده ای سخت، شما را در برگرفته و اجازه نفوذ هیچ جسم خارجی را نمیدهد. برخی یک نور پشتیبانی کننده طلایی رنگ را ترجیح می دهند. ولی به نظر من یک سپر سخت، کارآمدتر است . هر روز قبل از رفتن به محل کار، 2 یا 3 دقیقه را صرف آماده کردن و پوشیدن این سپر کنید.



7ـ هر روز جایزه ای به خودتان بدهید. یک استراحت طولانی، کتاب خواندنی یا گفت و گو با یک دوست؛ حتی می توانید غذایی را که بیشتر دوست دارید، نوش جان کنید. پول و وقت خود را در مراکز خرید هدر ندهید.



8ـ در زندگی تان حداقل یک مورد کوچک برای قدردانی و ستایش پیدا کنید. تزئینات منزل، آسمان، زمستان، مهمانی های خانوادگی و همین طور می توانید به نکات مثبت پیرامون شغل تان بیندیشید، یک کامپیوتر نو، یا گپی دوستانه با همکار طبقه پایین، امتحان کنید، به زحمتش می ارزد. توجه و قدردانی، عاملی است که ارزش های مثبت را وارد زندگی می کند.



9ـ قبل از تصمیم گیری برای رفتن از یک موقعیت به موقعیتی دیگر، به احساس خود رجوع کنید.
بیندیشید و به دورو برتان نگاه کنید. با عجله و عصبانیت کاری از پیش نمی رود. اگر در آرامش به اهداف و خواسته هایتان فکر نکنید، تصمیم هایی خواهید گرفت که فقط کارتان را مشکل تر خواهد کرد و فراموش نکنید که همیشه «دوستانی» هستند که باید مواظب نصیحت های متفاوت شان باشید.



یکی می گوید، «حواست باشد که با ترک یک کار، به سرعت کار دیگری پیدا نمی کنی» و یکی دیگر که در گوشتان می گوید: «نترس، کارت را رها کن، چه فراوان است کار؛ از گرسنگی که نمی میری!» و گاه یکی از همین «دوستان» به فاصله 5 دقیقه، هر دوی این اندرزها را با شما مطرح می کند، در حالی که یک مربی یا مشاور خوب، به جای تحمیل نقطه نظر خودش، می کوشد با توجه به درونیات شما، اعتماد به نفس تان را بالا ببرد.



10ـ این جمله را در جایی بنویسید به یاد داشته باشید که تمام این پیش آمدها، به سرعت یک چشم بر هم زدن می گذرد. با سپری شدن زمان، شاید به زحمت، چیزهایی را که روزی آزارتان داده است، به یاد آورید. هنوز روزهایب خوب زیادی پیش رو دارید.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

سیزده تجربه از یك كارمند دولت

 



یكی از دوستان ما روی دست آقای "برایان تریسی" را زده و 13 تجربه ناب برای موفق شدن در سازمانهای دولتی در افغانستان را كشف كرده که در این پست از نظر خواهید گذراند.

در صورتی كه كارمند دولت هستید حتما از این تجربیات ناب استفاده كنید:

1. در یك سیستم دولتی؛ سعی كنید "لال بودن" را تمرین كنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.

2. در یك سیستم دولتی؛ هیچگاه كارمندان را با یكدیگر مقایسه نكنید، چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.

3. در یك سیستم دولتی؛ اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نكشید، چون قطعا نفر بعدی او دارای 43 ایراد خواهد بود !

4. در یك سیستم دولتی؛ می توانید با كارهای كم و كوچك، محبوبیت فراوانی به دست آورید، فقط كافی است "زبان" خود را تقویت كنید!

5. در یك سیستم دولتی؛ ممكن است كه هر چه بیشتر كار كنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.

6. در یك سیستم دولتی؛ با اشكالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید، درغیر این صورت یك مشكل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشكل، خود شما هستید!

7. در یك سیستم دولتی؛ اشتباهات یك مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید، در غیر اینصورت بجای یك مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند كرد.

8. در یك سیستم دولتی؛ با انجام كارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود، بلكه برای این كار راههای ساده تری هم هست. مثلا فقط كافیست همیشه میز كارتان را منظم نگه دارید!

9. در یك سیستم دولتی؛ هیچگاه اضافه بر كارهای معمول كار اضافه ای انجام ندهید، در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.

10. در یك سیستم دولتی؛ همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید كنید، حتی اگر از نظر او "ماست، سیاه باشد!"

11. در یك سیستم دولتی؛ تنها كاری كه واجب است سریع انجام دهید، كاری است كه مدیر شما شخصا از شما خواسته است.

12. در یك سیستم دولتی؛ تنها انگیزه ای كه می تواند شما را وادار به كار كند "كسب روزی حلال" است.

13. در یك سیستم دولتی؛ آسه برو، آسه بیا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اینكه با گربه نسبتی داشته باشید!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 18 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433860 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب